محبوبه كرمی به بند نسوان زندان اوين منتقل شد

بعد از ظهر چهارشنبه 5 تيرماه محبوبه كرمي فعال حقوق زنان و از اعضاي كمپين يك ميليون امضا با در تماس تلفني با مادرش از وضعيت اش خبر داد. او هم اكنون به همراه زنان بازداشت شده در 24 خرداد در بند نسوان زندان اوين به سر مي برد. در سلولي كه او هست تعداد اين بازداشتي 25 نفر هستند. به گفته محبوبه به تدريج برخي را آزاد مي كنند و براي برخي نيز وثيقه تعيين كرده اند. اتهام همه آنها اقدام عليه امنيت ملي است. وضعيت محبوبه هنوزمشخص نيست.

محبوبه كرمي و ديگر زنان مسافر يكي از اتوبوس هاي شركت واحد، روز 24 خرداد هنگام بازگشت به منزل در اتوبوس مورد ضرب وشتم شديد ماموران قرار گرفت و به زندان انتقال يافت . درآن روز حدود 90 زن را بازداشت كردند كه بسياري از آنان چون محبوبه بي اطلاع از اتفاقات آن روز مورد ضرب و شتم شديد و بازداشت قرار گرفتند

Advertisements

یک فعال حقوق زنان در سنندج به 18 ماه حبس محکوم شد

فاطمه گفتاري، مادر دانشجوي زنداني ياسر گلي، عضو کميته مادران صلح و انجمن زنان آذر مهر کردستان به 18 ماه زندان محکوم شد .

فاطمه گفتاري ، دي ماه سال گذشته، به بهانه بردن پاره اي وسايل مورد نياز براي فرزندش ، ياسر گلي و ، اهانت به مامورين ، نشر اکاذيب و شرکت در مراسم تعزيه جان باختگان و شرکت در جلسات کميته مادران صلح از سوي ماموران اطلاعات به ستاد خبري احضار شد که در پي آن دستگير و مدت 40 روز را در بازداشت و زندان مرکزي شهر سنندج به سر برد او پس از آن با وثيقه ي 15 ميليو ن توماني آزاد شد.

براي فاطمه گفتاري به اتهامات ذکر شده در پرونده مفتوح گرديد که در 7 خردادماه توسط شعبه 103 دادسراي عمومي سنندج به 8 ماه زندان تعزيري محکوم شد و صبح امروز نيز شفاهاً به وي اعلام گرديد که در دادگاه جزايي شعبه سوم به همان اتهامات فوق به 18 ماه حبس تعزيري محکوم گرديده است

كمپين يك ميليون امضا در 4 شهر ديگر فيلتر شد

پس از فيلتر سايت تغيير براي برابري براي بار يازدهم، سايت هاي كمپين در 4 شهر آمل، کرج، زابل و همدان فيلتر شدند. سايت مدرسه فمنيستي و سایت فعالان حقوق بشر در ایران نيز از ديگر سايت هايي هستند كه در روزهاي اخير به دستور مقامات قضايي مسدود شده اند.
چندی پیش نيز سايت تغيير براي برابري و وبلاگ هاي کمپین یک میلیون امضا در شهرهاي شیراز، اصفهان، رشت، آذربایجان، مردان برای برابری، مشهد، اراک، زاهدان، کردستان، کویت، قبرس، آلمان، کالیفرنیا و همچنين سایت های کانون زنان ایرانی، مدرسه فمینیستی و میدان زنان همزمان فیلتر شده بودند

«آئین تقوا ما نیز دانیم لیکن…» /فتانه صادقی

امام جمعه مشهد در خطبه‌هاي اين هفته نماز جمعه گفت: تفاوت بين زن و مرد، تفاوت ساختاري است!

امام جمعه ی مشهد (عضو مجلس خبرگان رهبري) با اشاره به سخن حضرت زهرا(س) مبني بر اينکه بهترين زن آن زني است که ملازم خانه، زندگي و خانواده باشد و روي او را نبينند و او نيز مردي را نبيند، اظهار داشت: بهترين جايگاه و محل امن براي زن خانه است، چرا که زن موجودي آسيب‌پذير است و برخلاف شخصيت و عظمت زن است که در رهگذر غرايز جنسي مردها قرار گيرد.

امام جمعه مشهد به بي‌حجابي زنان اشاره کرد و گفت: بي حجابي زن، آزادي زن نيست بلکه آزادي مرد است، چرا که زن بي‌حجاب خود را در رهگذر غريزه مرد قرار مي‌دهد.

وي ادامه داد: عزت زن به اين است که مرد او را نبيند و لو به يک نگاه، چرا که به همان اندازه که زن خود را در معرض ديد مردان قرار دهد، به همان اندازه عظمت و شخصيت زن مورد تجاوز قرار گرفته و عزت و تکريم او پايمال شده است.

_یاد کارگاهی که با موضوع حجاب توسط خانم دکتر هما میرزا وزیری برگزار شد افتادم. یاد اینکه گفت اگر مردی با دیدن چنین صحنه هایی نیز به فکر گناه بیفتد و تحریک می شود یقینا بیماری جنسی دارد._

حجت‌الاسلام علم‌الهدي به برخي شعارها مبني بر آپارتايد جنسي که توسط برخي زنان بي‌حجاب استفاده مي‌شود، اشاره نمود و گفت: وقتي خانمي با وضع بد حجاب وارد دانشگاه مي‌شود و مامور دانشگاه به خاطر وضعيت نامناسب او، جلوي وي را مي‌گيرد، مي‌بينيم که مي‌گويد آپارتايد جنسي محکوم است. بله اين حرف درست است اما اينجا آپارتايد جنسي، خود تو هستي که مي‌خواهي بر اساس تبعيض جنسي امتياز بگيري و توجه همه را به خود جلب کني.

_ما خود نمی خواهیم که این همه بد باشیم…

نمی خواهیم که به آپارتاید جنسی اعتراض داشته باشیم.ما خود نمی خواهیم که حجابمان را خودمان تنها انتخابکنیم.ما نمی خواهیم که در جامعه دودشادوش سایر انسان ها بی توجه به جنسیتشان حضور داشته باشیم چرا که ممکن است مردی حتی از دیدن شبه زن نیز به فکر گناه بیفتد. ما خود هیچ کدام از این ها را نمی خواهیم اما آخر اشکال در ساختار ما است . ساختار ما چنین است. (

امام جمعه مشهد: تفاوت بين زن و مرد، تفاوت ساختاري است) می دانید آخر….

آئین تقوا ما نیز دانیم

 

لیکن چه چاره با بخت گمراه!

راحله عسگری زاده و نسیم خسروی ازاعضای کمپین یک میلیون امضا به دادگاه انقلاب احضار شدند

راحله عسگری زاده و نسیم خسروی ازاعضای کمپین یک میلیون امضا به دادگاه انقلاب احضار شدند. بر اساس این احضاریه آنها باید ۳۰ تیرماه ه در شعبه ۱۳ دادگاه انقلاب حاضر شوند.

این دو فعال زن، بهمن ماه سال گذشته به خاطر جمع آوری امضا در پارک دانشجو دستگیر شده و ۱۳ روز در بند عمومی زندان اوین بازداشت بودند.

هانا عبدی به پنج سال زندان و تبعید محکوم شد!

هانا عبدي، 21 ساله، دانشجوي رشته روان شناسي در دانشگاه پيام نور بيجار و از اعضاي انجمن زنان آذرمهر کردستان که در مورد توانمندسازي جامعه زنان ايران در منطقه کردستان فعاليت مينمود و از تاريخ 11/7/86 در شهر سنندج توسط نيروهاي امنيتي بازداشت و پس از سپري نمودن پروسه اي پر فراز و نشيب و تحمل شکنجه هاي روحي و جسمي سرانجام از سوي شعبه دوم دادگاه انقلاب شهر سنندج به اتهام تباني و اقدام عليه امنيت کشور (همکاري با روناک صفارزاده) به پنج سال حبس تعزيري توام با تبعيد به شهر گرميه استان آذربايجان غربي کشور محکوم گشت .

حکم صادره موجبات نارضايتي فراواني در جامعه مدني بالاخص حوزه زنان و منطقه کردستان گرديده است ، همينطور گزاشات رسيده حاکي از انتقال مادر نامبرده به بيمارستان سنندج در پي دريافت اين خبر ميباشد .

همينطور دکتر محمد شريف وکيل مدافع وي معتقد است که حکم صادره با بديهي ترين اصول قانوني هم سويي و انطباق ندارد ، اعم از اتهام ، ميزان حکم صادره و عدم طبقه بندي جرايم در زندان با توجه به محل تبعيد از اينرو وي اعلام مينمايد که در مدت قانوني به حکم صادره اعتراض خواهد نمود

 

 

13 خرداد 87یک روز دیگر/فاطمه خادم

مثل هر روز تعدادی دفترچه را به خانمهایی که در اتوبوس نشسته بودند دادم و خواهش کردم که مطالعه کنند. به سرعت برگه امضاء دست به دست شد و تنها جای یک امضاء خالی ماند.برگه به دست خانمی افتاد که قبلا دفترچه را گرفته بود او خود را در حالیکه دانشجوی ترم آخر حقوق معرفی می کرد با حالتی تهاجمی و پرخاش گونه از من سئوال کرد که با چه حزب و گروهی همکاری می کنم ،مدرک تحصیلیم چیست و آیا مجوزی بابت جمع امضاء دارم .کاش حالت نرمال و آرامی در پرسیدن سئوال هایش داشت.احساس می کردم با اینکه ادعای تحصیلات در حقوق را دارد نیازی به گرفتن پاسخ نداشته باشد .کاملا پیدا بود که قصد متشنج کردن فضا وایجاد ترس  و دلهره در افراد امضاء کننده را دارد.اما با اینحال با آرامش گفتم:من وابسته به هیچ حزبی نیستم و جمع آوری امضاء نیازی به مجوز ندارد  و این عمل کاریست کاملا قانونی.و او در کمال تعجب من و دیگران برگه امضاء را پاره کرد و کف اتوبوس ریخت.راضی و خشنود بودو در انتظار حمایت دیگران لبخند میزد.گفتم :چرا اینکار را کردی؟گفت:چون می دانم که کار غیر قانونی می کنی..

جای هیچ حرفی نبود چراکه زبان را عاجز و ناتوان دانستم در برابر اندیشه و فهم کوچکش.به ایستگاه رسیده بودم.غمگین بودم، نه از عملش از اینکه در فردایی نه چندان دور او بر پا کننده کدام حق پایمال شده ای می شد.

اما خانمی که دست بچه اش در دستش بود و سخت ناراحت شده بود با صدای بلندی گفت:همین حقوق خوانده ها هستند که حکم اعدام  و قطع دست و پای جوانان را می دهند… سکوت کردم و پیاده شدم.